یکشنبه هفتم مرداد 1386
سلام به همگی ....
http://labkhand-talkh.blogfa.com
این وبلاگ جدید منه ...
بصورت آزمایشی آپش کردم ...
ممنون میشم از این به بعد با این وبلاگ منو بشناسین ....
منتظر همتون میمونم
![]()
![]()
![]()
![]()
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386
دلم شکست !!!!!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
هر کس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه گر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید که چرا می شکند؟؟!!
![]()
![]()
دیگه تمومه عشق منو تو
دوست ندارم ، نمی خوام تورو
دیگه تمومه عشق منو تو
خسته شدم من نمیخوام برو
عاشقت بودم،تنهام گذاشتی
نفرینم نکن ، تو اینو خواستی
فرقی نداره، عشق تو واسم
تو دیگه مردی ، دور شدی ازم
بهتره با هم نباشیم، بی وفایی تموم شد
من میخوام مثل تو باشم،دلم نامهربون شه
برو دیگه، دست از سر من بردار،تورو خدا برو
شدم از ر چی عشق بیذار،برو
عاشقت بودم، تنهام گذاشتی
نفرینم نکن، تو اینو خواستی
فرقی نداره، عشق تو واسم
تو دیگه مردی، دور شدی ازم
بهتره با هم نباشیم، بی وفایی تموم شد
من میخوام، مثل تو باشم دل نامهربون شم
ایشالا بعد از امتحان کنکور وبلاگمو عوض میکنم و با یه وبلاگ جدید میام
برگشتنی میگم چرا وبلاگ عوض کردم ![]()
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
همین جووووووووری
![]()
![]()
تو که بردی از دلم، قرار من،. بیا برگرد و بمون کنار من
من میخوام ببینمت، بهت بگم : عزیزم فقط تویی بهار من
تو خودت خوب میدونی ،نمیشه ازت دل بکنم
دل من تنگ برات چرا نمیای به دیدنم ... ؟؟
یه روز از راه اومدی شدی گل سرخ باغ من
چی شده که این روزا دیگه نمیای سراغ من
نمیخوام چشماتو گریون ببینم
تو رو از عشق پشیمون ببینم
نمی خوام این دوسه روز زندگــــــــــی
دل نازک تورو خون ببیــــــنم
************************************![]()
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم
اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبدسبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب میبینم
منو ببخش اگه تورو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غربیه ها به جای تو بگم شما به خدا
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش که فقط می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم
*************************************![]()
از همه ی کسانی که نتونستم بیام معذرت خواهی فراوان ![]()
شرمنده ..... ![]()
![]()
پنجشنبه سی ام فروردین 1386
....... آهنگی از امـــــید
شرمنده ی همتون که دیر شد ... آخه من یه مدت نبودم ..... ![]()
جمعه سوم فروردین 1386
عـــــــــیدانه
« عــــــــید شما مبــــــارک » ![]()
![]()
***************
فراق
وقتی تو را دیدم دریافتم که از قبیله ای دیگر هستی! از قبیله آسمان .
سیمایت را در خورشید دیدم و نگاهت را درماه خواندم .
من از پنجره چشمان تو با آسمان آشنا شدم و به ستاره ها سلام کردم .
من دلم را در صمیمیت باران چشمان تو شستم.
تو ازطلوع برایم گفتی و من آفتاب را در آیه نگاه تو یافتم .
اینک تو نیستی و من باتو در کوچه ی اندوه به آسمان سلام کردم .
اگر باد وزیدنش را فراموش کند ![]()
اگر باران بارنش را فراموش کند
اگر آفتاب پرتوش را فراموش کند
پس ای عزیز مطئن باش
که هیچ وقت فراموشت نمی کنم .....
***************** ![]()
آنگاه که خورشید با طلوع خود سر از افق بیرون می آورد،
لحظه ایست که ستارگان خاموش می شوند .
آن وقت که دلها جدا می گردد و قلبها تیره وتار همچون سنگ آسیاب
گرداگرد من می چرخد از فرصت استفاده نموده و با قلمی بی رنگ
در قلب کوچمک می نویسم:
فقط تو را دوست دارم و تو را می پرستم
چون دوست داشتن را از مکتب عشق آموختم .
![]()
شرمنده که دیر شد آخه یکم نا میزان بودم ![]()
![]()
شنبه بیست و هشتم بهمن 1385
اول،از همه یه چیز میخوام: برای مادر یکی از دوستان
اینترنتی![]()
![]()
که زیر چادر اکسیژنه دعا کنین که هر چه
زودتر![]()
![]()
حالش خوب بشه![]()
![]()
تقديم به او كه فكر ميكردم افتاب مهرم در استان دلش
هرگز غروب نميكند....اما كرد......اه اي خدا...![]()
وقتی که تنهایی میاد حس میکنم که بی کسم
ترانه هام می سوزن وبریده میشه قفسم
ثانیه ها نمیگذرن،هیچ موقع فردا نمیاد
دلم دیگه زندگی رو با این همه غم نمی خواد
بسه دیگه،چقدر می خوای منو به بازی بگیری؟
کاشکی که راحتم کنی،بگی
الهی بمیریمی دونم این عادتت شده،دست خودت نیست میدونم
آخر یه روز میری و من، تو حسرت تو میمونم
دست خودت نیست می دونم
اینا همش از اون دل سیاست نفرین به این بخت بدم
سیاه شده روز و شبم،اسیر و دربدر شدم
قصه ی مارو هر کسی میخونه میگه شاعرم
واسه نوشتن دروغ دستهاش همیشه حاضره
بسه آخه چقدر میخوای منو به بازی بگیری؟
کاشکی که راحتم کنی،بگی
الهی بمیری
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385
... یه نامه برای کی
*علاقه و محبت شدیدی که سابقا ابراز می کردم
دروغ وبی احساسی بود ودر حقیقت نفرت من نسبت به شما
*روز به روز بیشتر می شد و هر چه تورا بیشتر می شناسم
به دورویی تو بیشتر پی میبرم
*این احساس در قلبم جای می گیرد که بالاخره باید
از هم جدا بشیم و دیگر به هیچ وجهی حاضر نیستم که
*روزی شریک زندگی تو باشم اگرچه عمر دوستی ماچو گلهای بهاری
کوتاه بود ولی
در همین مدت کم توانستم به طبیعت فرومایه وهوس های زشت
تو پی ببرم
*بسیاری از صفات واخلاق تو برایم روشن شده و مطمئن هستم
این خشونت وتندخویی تو بالاخره مرا بدبخت خواهدکرد.
*اگر دوستی مان تا آخرعمرادامه داشته باشد
با پشیمانی خواهم گرسیت اگر آشنایی ما پایان جدایی بود
ولی از هم
*خوشبخت خواهیم شد وحالا لازم است بگویم
این موضوع را هیچ گاه فراموش نکن ومطمئن باش
*این نامه را سراسری نمی نیسم چقدر ناراحت کننده است که اگر
بازهم بخواهی در صدددوستی بامن باشی بنابراین از تو میخواهم
*جواب نامه را ندهی،چون نامه ی تو سراسر از
دروغ و تظاهر وبه دور از
*محبت است وتصمیم گرفته ام برای همیشه
تو ویادگاری های تلخ عشقت رافراموش کنم دیگر به هیچ وجهی نمیخواهم
*خودم را راضی کنم که دوستت داشته باشم و شریک زندگی تو باشم
************************************
و حالا اگر می خواهی به محبت واقعی من
پی ببری نامه ام را یک خط در میان از اول بخوان ...
***************************************
این آپ من اشتباه بود نباید این نامه رو می نوشتم ......